آمارها مي گويد كه حجم گردش مالي صنعت گردشگري در جهان سالانه به حدود 900 ميليارد دلار بالغ مي شود. به عبارت ديگر مردم دنيا همه ساله براي ديدن جاذبه هاي گردشگري كشورهاي جهان و گذراندن اوقات فراغت خود معادل 900 ميليارد دلارهزينه مي كنند. بخش عمده اي از اين مبلغ هنگفت كه معادل كل درآمد نفتي كشورهاي نفت خيز جهان است، نصيب كشورهايي مي شود كه از بيشترين جاذبه هاي طبيعي و تاريخي گردشگري برخوردارند.

طبق بررسي هاي رسمي سازمان ملل متحد كشور ما ايران در زمره 10 كشور برتر جهان از نظر داشتن جاذبه هاي گردشگري است، اما سهم ما از درآمد صنعت گردشگري جهان به يك درصد هم نمي رسد. چرا چنين جفايي بر صنعت گردشگري ما رفته است؟

گردشگران امروز جهان را دو گروه متمايز از هم تشكيل مي دهند. گروه نخست گردشگراني هستند كه در تعاريف ارزشي ما به عنوان افرادي خوشگذران، بي بند و بار و به اصطلاح اهل لهو و لعب هستند و به همين سبب مقصدهاي سفر آنها را كشورها و شهرها و جزايري تشكيل می دهد كه نيازهاي خاص آنها را تامين مي كند و امروز تقريبا تمام مردم دنيا چنين كشورها و شهرهايي را كه برخي از آنها در حول و حوش كشور ما قرار دارند، به خوبي مي شناسند.

اما گروه دوم گردشگران كه عنوان گردشگران فرهنگي به آنها اطلاق مي شود و درصد بالايي از بيش از يك ميليارد جمعيت مسلمان جهان را هم اين گروه از گردشگران تشكيل مي دهند، به عشق ديدار از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي و آشنايي با فرهنگ و آداب و سنن ملت هاي مختلف جهان، دل به سفر مي سپارند و براي اين قبيل گردشگران كشوري چون ايران با تاريخ و تمدن چند هزار ساله، جاذبه هاي طبيعي گوناگون و اكوسيستم بي نظيرش مي تواند يكي از پرجاذبه ترين كشورها باشد.

گردشگران فرهنگي به خوبي مي دانند كه ايران امروز جايي براي خوشگذراني هاي آنچناني و لهو و لعب هاي رايج در دنياي غرب نيست و دقيقاً با داشتن چنين شناختي از ايران دوست دارند كشور ما را به عنوان يكي از مقاصد اصلي سفرهاي خود انتخاب كنند؛ اما دريغ و افسوس كه ما نتوانسته ايم حتي درصدي از اين گروه گردشگران را كه مي توانند منبع درآمد ارزي و اشتغالزايي بسيار خوبي براي كشور و اقتصاد ما باشند، جذب كنيم.

اين در حالي است كه كشورهاي كوچك، بي هويت و بدون پشتوانه تاريخي در فاصله هاي دور و نزديك از كشور ما، همه ساله شمار قابل ملاحظه اي از اين گردشگران را جلب و از اين رهگذر ميلياردها دلار درآمد ارزي كسب مي كنند.

علل محروم ماندن ما از درآمدهاي سرشار حاصل از جلب گردشگران فرهنگي جهان عديده است كه طرح تمامي آنها در اين يادداشت امكان پذير نيست؛ اما به اعتقاد نويسنده يك علت اساسي چنين محروميتي را بايد در برخي تنگ نظري ها و سطحي نگري هايي جست وجو كرد كه در ميان بعضي از لايه هاي اجتماعي ما نسبت به مقوله گردشگران خارجي وجود دارد و اين توهم را در ذهن آنها به وجود آورده كه باز شدن پاي گردشگران خارجي به كشور ما ارزش هاي فرهنگي، اعتقادي و ديني جامعه ما را خدشه دار خواهد ساخت، در حالي كه درست عكس اين قضيه مي تواند صادق باشد؛ يعني اگر ما به استحكام جذابيت و تزلزل ناپذير بودن اين ارزش ها اعتقاد داريم، كه بايد هم اعتقاد داشته باشيم، بايد اجازه دهيم گردشگران خارجي از هر قوم و مليت براي بهره بردن از چشمه سار اين ارزش ها هزاران هزار به كشور ما بيايند و در بازگشت از كشور ما مبلغ و مبشر اين ارزش ها در كشورهاي خود باشند.

امروز كشور ما با معضل اقتصادي- اجتماعي بزرگي به نام بيكاري دست به گريبان است كه مي توان بخش بزرگي از اين معضل را با جذب هرچه بيشتر گردشگران خارجي و توسعه و رونق صنعت گردشگري، صنعتي كه در دنياي امروز از آن به عنوان مادر تمامي صنايع نام برده م يشود، حل و فصل كرد.

بي هيچ اغراق مي توان گفت اگر درهاي كشور را به روي گردشگران فرهنگي جهان باز كنيم، درآمد ارزي حاصل از آن ما را تا حدود زيادي از درآمدهاي حاصل از فروش نفت بي نياز خواهد كرد و ارزش توليد ناخالص داخلي ما را تا چند برابر ميزان كنوني افزايش خواهد داد.

بياييم به خاطر نسل هاي آينده هم كه شده اجازه ندهيم سهم ما از درآمد 900 ميليارد دلاري صنعت گردشگري جهان، بيش از اين توسط ديگران تصاحب شود.

گردشگران فرهنگي جهان براي آمدن به ايران تنها به يك لبخند و يك روي گشاده از ما نياز دارند. اين دو موهبت را كه ويژگي ذاتي ما ايرانيان است از آنان مضايقه نكنيم.

روزنامه اقتصاد آسیا- 8 مردادماه 1390