• برنامه ریزی راهبردی را تعریف کنید. مراحل آن را نام ببرید.

برنامه ریزی راهبردی به طورواضح اهداف را مشخص کرده، موقعیتهای داخلی و خارجی را برای برنامه ریزی مورد بررسی قرارداده، نتایج بدست آمده را ارزیابی می کند و تغییرات مورد نیاز را در موقع لزوم انجام می دهد.

مرحله اول: ایجاد بیانیه ماموریت و  اهداف سازمان

مرحله دوم: تجزیه و تحلیل محیط داخلی، توانایی ها و ضعف ها- تجزیه و تحلیل محیط خارجی فرصت ها و تهدیدات

مرحله سوم: بازبینی ماموریت سازمان و اهدافش

مرحله چهارم: تدوین استراتژی

مرحله پنجم: اجرای استراتژی ها

مرحله ششم: نظارت و ارزیابی نتایج

  • چشم انداز یک سازمان چه ویژگیهایی دارد؟ یک نمونه مثال بزنید.

داشتن آن برای یک سازمان اختیاری نیست.

قابلیت گسترش و اعمال تا 30سال رادارد. 

بین 8 تا 10 کلمه است.

نمایانگر آنچیزی است که قرار است سازمان در آینده به آن برسد.

کوتاه بوده و درذهن می ماند. 

الهام بخش و چالشی است .

توصیف کننده ایده آل هایی است که سازمان قصد دارد به آنها دست یابد.

At Nike, our vision is to remain the leader in our industry.

IKEA  "To create a better everyday life for the many people."

  • در تجزیه و تحلیل PESTLE چه عواملی بررسی میشود؟ نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید.

·         P – Political              عوامل سیاسی                   

·         E - Economic             عوامل اقتصادی                

·         S - Sociological          عوامل اجتماعی

·         T - Technological        عوامل تکنولوژیکی

·         L- leagal                    عوامل قانونی                      

·         E-enviromental           عوامل محیط زیست  

عوامل قانونی: قوانین داخلی کشور، قوانینی که آینده وضع می شوند و ممکن است بر بازار تاثیر گذارند، قوانین جهانی ، تغییر ات در سازمانهای قانون گذار، قوانین محیط زیست، قوانین کار، قوانین حمایت از مصرف کننده  که می توانند بر روند بازار تاثیر گذار باشند

  • سطوح مختلف استراتژی در سازمان کدامند؟ فقط نام ببرید.

·  سطح سازمان مادر: جهت گیریهایی که سازمان باید آنها را تعقیب کند مشخص می نماید.

·  سطح موسسه: شیوه های رقابتی در هریک از بخشهای سازمان را مشخص می نماید.

·  سطح عملیاتی: نحوه فعالیتهای هریک از نواحی وظیفه ای سازمان درحمایت از راهبردهای سطح موسسه را مشخص می نماید.

  • ۵ نیروی موثر بر رقابت در صنعت را از دیدگاه مایکل پورتر برای شرکت Apple توضیح دهید.

 ۵ نیروی موثر عبارتند از: رقبابت در صنعت ، تأمین کنندگان مواد اولیه ، ارائه کنندگان محصولات جایگزین ، مشتریان ، خریداران.

رقابت در صنعت: رقبای قدر مانند تمام شرکتهایی که با او در رقابت هستند تمام شرکت هایی که تولید نرم افزار تولید نرم افزار دارند مثل SAMSUNG ، SONY (در تولید بازی های رایانه ای) و NOKIA و HTC (شرکتهای تولید تلفن همراه) LG(تولید LCD و تلفن همراه) یک از رقبای Apple میباشند. Apple به علت داشتن شهرت جهانی و به لحاظ کیفیت و امکانات ارائه شده در محصولات با وجود قیمت بالا طرفداران خاص خود را دارد.

رقبای جدید: گوگل ، جنرال موتور ، فورد ، استارباکس ، هواپیماسازی بولینگ و ...

مشتریان و خریداران استفاده از قدرت چانه زنی: با پیش بینی و برنامه ریزی لازم توانسته قبل از تقاضای مشتری محصولات جدیدی تولید کند که هنوز از طریق شرکتهای دیگر وارد بازار نشده و توانسته روی قدرت چانه زنی مشتری با ارائه اختراعات و تولیدات نو غلبه کند همانگونه که به امتیازات این شرکت اشاره شد.

تامین کنندگان مواد اولیه: با سیاست گذاری و برنامه ریزی جهت همکاری و نگه داشتن تولید کنندگان اقدام به خرید بخشی از سهام یا سرمایه گذاری در آن شرکت ها با بستن قراردادهایی که بتواند از آن طریق منافع خود را تامین کند و بتواند نفوذ خود را در این شرکتها جهت تامین مواد اولیه حفظ کند. مانند شرکت بزرگ مخابراتی Sprint که بعضی از محصولات Apple را به عرضه گذاشته است. مانند آیفون 4s.

ارائه کنندگان: ارائه مدل جدید از کامپیوتر قابل حمل به نام Macintosh و بعد از آن نوت بوک Power Book وارد بازار کرد و پس از آن به طرحی صنعتی روی آورد و استراتژی خود را بر پایه سه مدل کامپیوتر قابل حمل ارائه کرد ولی دوران طولانی ادامه پیدا نکرد و مایکروسافت و ویندوز یه رابطه جدید را به نمایش گذاشتند. با این حال خط تولید خود را گسترش داد و تنوع زیادی از محصولات را ارائه داد. سیستم عامل Apple برای پردازنده جدید بازنویسی شده.

  • چه عواملی باعث میشوند که موانع برای ورود به یک صنعت ایجاد شود؟ ۳ مورد نام ببرید.

دولت: با وجود اینکه نقش اصلی دولت در یک بازار حفظ رقابت است، همچنین می کوشد از طریق قانونگذاری مناسب رقابت را محدود نماید. 

Monopoly ( تنها یک شرکت ارائه خدمات مخابراتی موجود باشد.)

امتیازات ثبت اختراع و دانش ویژه :دانشها و ایده هایی که باعث ایجاد مزیت رقابتی می شوند به عنوان ورودی ویژه شرکتها قلمداد می گردند که در صورت ثبت امتیاز آنها دیگران قادر به استفاده از آن نخواهند بود.

داراییهای ویژه:

·  وجوددانش و یا امتیاز انحصاری

·  دشواری تعویض برند

·  کانالهای توزیع محدود

  • استراتژیهای عمومی از دیدگاه مایکل پورتر را نام برده و یکی را تعریف کنید.

 

•  Cost leadership:

•  تولید با هزینه اندک برای سطح مشخصی از کیفیت  

•  محصولات به قیمت متوسط یا زیر آن فروخته می شود تاسهم بیشتری از بازار داشته باشند.

•  درزمان رقابت قیمتها، چنین استراتژی می تواند همواره مقداری سودآوری به همراه داشته باشد.

حتی بدون رقابت درقیمتها همانطورکه صنعت بلوغ می یابد قیمتها کاهش یافته ، سازمان همچنان می تواند با هزینه کم برای مدت بیشتری سودده باقی بماند.

برخی راههایی که سازمان توسط آنها به مزیت قیمتی دست می یابد:

•  بهبود مراحل تولید، دستیابی منحصربفرد به منبع بزرگی از مواد با هزینه کم، برون سپاری و ادغام با دیگر شرکتها

•  شرکتهایی که رهبری هزینه را انتخاب می کنند عموما تواناییهای داخلی زیر را دارند:

•  دستیابی به سرمایه مورد نیاز برای سرمایه گذاری مناسب در تجهیزات تولید. چنین سرمایه گذاری به منزله سد ورودی است که دیگر سازمانها را از ورود باز می دارد.

•  مهارت در طراحی محصولات برای تولید کارآمد به عنوان مثال کوتاه کردن پروسه سرهم کردن (مونتاژ)

•  سطح بالای تجربه در مهندسی پروسه تولید

•  کانالهای توزیع موثر

  • ریسکهای استراتژی تمایز کدامند؟

ریسکهای استراتژی تمایز:   1- تقلید توسط رقبا    2- تغییرذائقه مشتری

  • یک مدیریت راهبردی موفق چه ویژگیهایی دارد؟

·         بالاترین مقام اجرایی سازمان ازآن حمایت می کند.

·         قابلیت اجرایی دارد.

·         همه دراجرای آن  مشارکت دارند نه تنها تدوین کنندگان

·         انعطاف پذیر است.

·         با توجه به منابع موجود تدوین شده است.

·         برای اجرای آن درکارمندان انگیزه ایجاد می شود

·         کاملا پویا و روزآمد است.

·         قابلیت پیش بینی مسایل آینده را دارد.

·         بخشی از پروسه مدیریت کیفیت است.

·         باگذشت زمان بازدهی راافزایش می دهد.

  • مدیریت بازاریابی در چند بخش بررسی میشوند؟ توضیح دهید. Marketing Mix

اکثر تصمیمات اصلی مدیریت بازاریابی دریکی از این 4 بخش خلاصه می شوند:

کالا -  قیمت - مکان  - تبلیغ

هرشرکتی تلاش می کند تا پاسخ صحیحی از بازاری که به آن خدمت رسانی می کند بواسطه این 4 عامل دریافت نماید.

کالا: یک محصول فیزیکی یا خدماتی است که به مصرف کننده ارائه می شود. تصمیمات مربوط به کالا عبارتند از جنبه های مختلف آن مانند عملکرد، شکل ظاهری، بسته بندی ، خدمات و گارانتی های آن

قیمت: تصمیمات مربوط به قیمت گذاری عبارتند از درنظر گرفتن حاشیه سود و ارائه قیمت رقابتی درمقایسه با دیگر رقبا. قیمت گذاری تنها شامل قیمت صرف نیست بلکه دربرگیرنده تخفیفها ودیگر اشکال تبادل کالا مانند اجاره و یا رهن می باشد.

مکان: تصمیات مربوط به مکان بازار شامل کانالهای توزیع است که ازطریق آنعا کالا یا خدمات به مشتری منتقل می شود. سیستم توزیع شامل پوشش بازار ، انتخاب اعضای کانال توزیع ، وسایل حمل و نقل

تصمیمات تبلیغاتی آنهایی هستند که شامل برقراری ارتباط و فروش به مصرف کنندگان بالقوه می باشد. از آنجاییکه هزینه های تسلیغات بالاست همراه باید آنالیزمالی انجام دهید تا دریابید آیا به نفع شرکت هست که مشتری جدید جذب نماید یا خیر.

  • استراتژیهای تبلیغی بازاریابی کدامند؟ یکی را به دلخواه توضیح دهید.

سیاست هل دادنی: Push

بردن مستقیم محصول به سمت مشتری از هرطریقی که بواسطه آن بتوان اطمینان حاصل کرد که مشتری متوجه محصول ما (برند) شده است.

مانند: نمایشگاههای عرضه کالا ، فروش مستقیم به مشتری، مذاکره با خرده فروشان برای فروش محصول شما، بسته بندی مناسب برای ترغیب خریداران

سیاست کششی:Pull

ترغیب کردن مشتری به یافتن برند شما بدین ترتیب که مشتری را وادارکنید به سمت کالای شما بیاید.

از طریق:   تبلیغ رسانه ای - تبلیغات دهان به دهان - مدیریت ارتباط با مشتری - تخفیف کالا

  • شیوه های ورود به بازارهای جهانی را نام ببرید.

· صادرات

· اعطای مجوز ( حق امتیاز)

· سرمایه گذاری مشترک

· سرمایه گذاری مستقیم خارجی

  • استراتژیهای رقابتی شرکت IKEA چیست؟ دلیل خود را توضیح دهید.

استراتژی  Low cost  (هزینه پایین) دارد. چرا که در آن تلاش می شود تا محصولات با قیمت پایین برای مشتریان فراهم شود، و تا جائیکه امکان دارد سعی در کاهش هزینه های تولید، انبار، حمل ونقل دارد.